مدرس : دکتر سعید بهزادی فرد
برای اطلاعات بیشتر همین حالا با ما تماس بگیرید☘️
همه ما ویژگیهای شخصیتی خاص خودمان را داریم.
یکی حساستر است، یکی محتاطتر، یکی زودتر عصبانی میشود و دیگری ترجیح میدهد از تعارض فاصله بگیرد.
داشتن ویژگیهای متفاوت به معنی داشتن اختلال شخصیت نیست.
اما گاهی بعضی الگوهای فکری، احساسی و رفتاری آنقدر ثابت، شدید و تکرارشونده میشوند که در روابط، کار یا زندگی روزمره فرد مشکل ایجاد میکنند.
ممکن است یک نفر بارها وارد روابطی شود که تقریباً به یک شکل آسیب میبینند.
فرد دیگری بهشدت از طرد شدن بترسد.
کسی دائماً به دیگران بدبین باشد.
یا فردی در برابر کوچکترین انتقاد واکنش شدیدی نشان دهد.
اینجاست که یک سؤال مهم مطرح میشود:
چه زمانی یک ویژگی شخصیتی از تفاوت طبیعی میان آدمها فراتر میرود و به اختلال شخصیت تبدیل میشود؟
اختلال شخصیت را نمیتوان فقط با یک رفتار یا ویژگی تعریف کرد.
همه ما ممکن است گاهی خودخواه، حساس، وابسته، بدبین، تکانشی یا حتی کنترلگر باشیم.
مسئله زمانی جدیتر میشود که مجموعهای از الگوهای نسبتاً پایدار در شیوه فکر کردن، احساس کردن و ارتباط با دیگران وجود داشته باشد و این الگوها در بخشهای مختلف زندگی مشکل ایجاد کنند.
برای مثال، فرد ممکن است بارها در روابط نزدیک با یک مشکل مشابه روبهرو شود، اما همچنان نتواند متوجه سهم الگوهای رفتاری خودش در تکرار آن شود.
بنابراین برای شناخت اختلالات شخصیت باید به الگو و تداوم رفتارها نگاه کرد، نه یک اتفاق جداگانه.
این تفاوت بسیار مهم است.
مثلاً ممکن است کسی بهطور طبیعی آدم محتاطی باشد.
این ویژگی بهتنهایی اختلال نیست.
ممکن است فرد دیگری توجه و تأیید دیگران را دوست داشته باشد. این هم الزاماً نشانه اختلال شخصیت نیست.
سؤال اصلی این است:
این ویژگی چقدر انعطافپذیر است و چه تأثیری بر زندگی فرد دارد؟
اگر الگوی رفتاری باعث مشکلات مداوم در روابط، شغل، تصمیمگیری یا کیفیت زندگی شود، ممکن است نیاز به بررسی تخصصی بیشتری وجود داشته باشد.
پس نباید با دیدن چند رفتار، سریع به خودمان یا دیگران برچسب اختلال شخصیت بزنیم.
نشانهها بسته به نوع اختلال شخصیت متفاوتاند و نمیتوان یک فهرست واحد را برای همه افراد در نظر گرفت.
با این حال، ممکن است الگوهایی مانند مشکلات مکرر در روابط، دشواری در تنظیم هیجانها، بدبینی شدید، وابستگی زیاد، ترس شدید از طرد شدن، تکانشگری یا نیاز افراطی به تأیید در برخی افراد دیده شود.
نکته مهم این است که بسیاری از این رفتارها ممکن است در افرادی که اختلال شخصیت ندارند نیز دیده شوند.
تفاوت در شدت، تکرار، انعطافناپذیری و میزان آسیبی است که این الگوها ایجاد میکنند.
به همین دلیل تشخیص اختلال شخصیت را نمیتوان با چند سؤال اینترنتی یا مشاهده چند نشانه انجام داد.
اختلالات شخصیت انواع مختلفی دارند و ویژگیهای آنها با یکدیگر متفاوت است.
در طبقهبندیهای بالینی رایج، معمولاً از اختلالاتی مانند شخصیت مرزی، خودشیفته، ضد اجتماعی، نمایشی، اجتنابی، وابسته، وسواسیجبری، پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپال صحبت میشود.
اما دانستن اسم این اختلالها بهتنهایی کمک زیادی نمیکند.
آنچه اهمیت دارد شناخت الگوهای فکری، هیجانی و رفتاری مرتبط با هرکدام و تفاوت آنها با ویژگیهای طبیعی شخصیت است.
اختلال شخصیت مرزی میتواند با بیثباتی قابل توجه در هیجانها، روابط و تصویر فرد از خودش همراه باشد.
ممکن است فرد نسبت به طرد شدن یا رها شدن حساسیت زیادی داشته باشد و روابطش دورههایی از نزدیکی بسیار زیاد و تعارض شدید را تجربه کند.
تغییرات شدید هیجانی یا برخی رفتارهای تکانشی نیز ممکن است دیده شوند.
با این حال، وجود یک یا دو مورد از این ویژگیها برای تشخیص کافی نیست.
تشخیص نیاز به بررسی دقیقتر توسط متخصص دارد.
اصطلاح «خودشیفته» این روزها در شبکههای اجتماعی زیاد استفاده میشود.
گاهی هر فرد خودمحور، مغرور یا حتی کسی که رفتار ناخوشایندی داشته باشد، خودشیفته نامیده میشود.
اما اختلال شخصیت خودشیفته یک تشخیص بالینی است و با خودخواه بودن در یک موقعیت خاص یکسان نیست.
الگوهایی مانند احساس اهمیت بیش از حد، نیاز زیاد به تحسین و مشکلات مرتبط با همدلی یا روابط بینفردی ممکن است در این اختلال مطرح باشند.
اما تشخیص آن باید بر اساس مجموعهای از معیارها و ارزیابی تخصصی انجام شود.
گاهی فرد از نتیجه رفتارش ناراضی است اما باز هم همان الگو را تکرار میکند.
مثلاً هر رابطه با یک مشکل مشابه تمام میشود.
هر انتقاد به یک تعارض بزرگ تبدیل میشود.
یا فرد بارها وارد موقعیتهایی میشود که قبلاً نیز برای او آسیبزا بودهاند.
از بیرون ممکن است سؤال ساده باشد:
«اگر میداند این رفتار به او آسیب میزند، چرا تغییرش نمیدهد؟»
اما الگوهای شخصیتی عمیق معمولاً به این سادگی تغییر نمیکنند.
گاهی فرد سالها با یک شیوه مشخص فکر کرده، احساس کرده و با دیگران ارتباط برقرار کرده است.
برای تغییر چنین الگویی ابتدا باید بتوان آن را شناخت و مشاهده کرد.
یکی از پیچیدگیهای الگوهای شخصیتی این است که ممکن است فرد رفتار خودش را کاملاً طبیعی بداند.
مثلاً تصور کند:
«مشکل همیشه از آدمهای اطراف منه.»
«هیچکس قابل اعتماد نیست.»
«اگر کنترل نکنم، حتماً اتفاق بدی میافته.»
وقتی یک شیوه فکر کردن سالها با ما همراه بوده باشد، ممکن است دیگر آن را بهعنوان یک «الگو» نبینیم.
برای ما تبدیل به واقعیت شده است.
به همین دلیل گاهی اطرافیان زودتر متوجه تکرار یک الگوی رفتاری میشوند؛ هرچند نظر اطرافیان نیز بهتنهایی برای تشخیص کافی نیست.
نمیتوان چنین حکمی را درباره همه افراد صادر کرد.
اختلالات شخصیت با یکدیگر متفاوتاند و افراد نیز تجربههای متفاوتی دارند.
برخی ممکن است نسبت به بعضی رفتارهایشان آگاهی داشته باشند و از آنها رنج ببرند.
برخی دیگر ممکن است سهم خودشان را در مشکلات کمتر ببینند.
حتی میزان بینش یک فرد نیز میتواند در طول زمان تغییر کند.
بنابراین بهتر است به جای ساختن تصویر کلی از «آدمهای دارای اختلال شخصیت»، هر فرد و شرایط او جداگانه بررسی شود.
معمولاً نمیتوان یک علت واحد برای شکلگیری اختلالات شخصیت معرفی کرد.
عوامل زیستی و ژنتیکی، تجربههای دوران رشد، محیط خانوادگی و اجتماعی و تعامل میان این عوامل میتوانند نقش داشته باشند.
اما پیدا کردن یک مقصر ساده معمولاً کمکی به فهم مسئله نمیکند.
حتی اگر گذشته در شکلگیری بعضی الگوها نقش داشته باشد، سؤال مهم برای درمان این است:
امروز این الگو چگونه عمل میکند و برای تغییر آن چه میتوان کرد؟
بله، اختلالات شخصیت میتوانند درمان شوند، اما نوع درمان، مدت آن و میزان تغییر برای همه یکسان نیست.
معمولاً رواندرمانی نقش مهمی در درمان دارد و رویکرد درمانی بر اساس نوع اختلال، مشکلات فرد و شرایط او انتخاب میشود.
درمان ممکن است روی موضوعاتی مانند شناخت الگوهای فکری و رفتاری، تنظیم هیجان، روابط بینفردی، مهارتهای مقابلهای و ایجاد شیوههای سالمتر ارتباط تمرکز کند.
تغییر الگوهایی که طی سالها شکل گرفتهاند ممکن است زمانبر باشد.
بنابراین درمان را بهتر است یک فرایند ببینیم، نه انتظار یک تغییر ناگهانی.
برای این سؤال یک عدد ثابت وجود ندارد.
نوع اختلال، شدت مشکلات، شرایط زندگی، اهداف درمان و همکاری فرد همگی میتوانند بر مدت درمان تأثیر بگذارند.
در برخی موارد درمان ممکن است طولانیتر از درمان مشکلات کوتاهمدت باشد؛ زیرا هدف فقط کاهش یک علامت نیست و ممکن است روی الگوهایی کار شود که مدت زیادی در زندگی فرد وجود داشتهاند.
بنابراین وعدههایی مثل:
«در چند جلسه اختلال شخصیت را کاملاً درمان میکنیم»
باید با احتیاط دیده شوند.
دارو بهطور معمول درمان اصلی خودِ اختلال شخصیت محسوب نمیشود، اما ممکن است در بعضی شرایط برای مدیریت برخی علائم یا مشکلات همراه، مثل افسردگی یا اضطراب، توسط پزشک تجویز شود.
این موضوع به شرایط هر فرد بستگی دارد.
مصرف یا قطع دارو نیز باید بر اساس نظر پزشک انجام شود.
اینجا باید خیلی مراقب باشیم.
بعد از خواندن درباره اختلالات شخصیت، ممکن است ناگهان اطرافمان پر از تشخیص شود:
«همسرم خودشیفته است.»
«دوستم مرزی است.»
«رئیسم قطعاً اختلال شخصیت دارد.»
اما شناخت چند علامت با تشخیص بالینی تفاوت دارد.
رفتاری که برای ما ناخوشایند است الزاماً ناشی از اختلال شخصیت نیست.
برای اینکه از خودمان در برابر یک رفتار آسیبزا محافظت کنیم، لازم نیست حتماً برای فرد مقابل تشخیص روانپزشکی پیدا کنیم.
میتوانیم درباره خودِ رفتار صحبت کنیم و برای آن مرز داشته باشیم.
اول باید از تلاش برای تشخیص دادن او فاصله بگیریم و به رفتار مشخص نگاه کنیم.
به جای:
«تو اختلال شخصیت داری.»
میتوان درباره اتفاق واقعی صحبت کرد:
«وقتی وسط بحث به من توهین میکنی، ادامه دادن گفتوگو برای من ممکن نیست.»
در بعضی روابط، مرزبندی، تغییر شیوه ارتباط و دریافت کمک حرفهای میتواند مفید باشد.
اگر رفتار شامل خشونت، تهدید یا آسیب جدی است، موضوع فقط «اختلاف شخصیتی» نیست و ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد.
وجود یک تشخیص به این معنی نیست که فرد محکوم به داشتن روابط ناموفق است.
نوع و شدت مشکلات، میزان آگاهی فرد، درمان و مهارتهای ارتباطی میتوانند تفاوت زیادی ایجاد کنند.
همچنین نباید یک فرد را به تشخیصش تقلیل داد.
به جای اینکه بگوییم:
«این آدم یک اختلال شخصیت است.»
دقیقتر است بگوییم:
«این فرد ممکن است با یک اختلال شخصیت زندگی کند.»
شخصیت و هویت یک انسان بسیار گستردهتر از یک برچسب تشخیصی است.
هدف از شناخت این اختلالات پیدا کردن برچسب برای خودمان و دیگران نیست.
شناخت درست میتواند کمک کند تفاوت میان یک ویژگی شخصیتی، یک رفتار موقتی و یک الگوی پایدار را بهتر درک کنیم.
همچنین میتواند جلوی بخشی از تشخیصهای عجولانهای را بگیرد که امروز در فضای مجازی زیاد دیده میشوند.
وقتی درباره اختلالات شخصیت آموزش میبینیم، سؤال بهتر دیگر این نیست:
«این آدم چه اختلالی دارد؟»
بلکه میتوانیم بپرسیم:
«چه الگویی در فکر، احساس و رفتار او تکرار میشود و این الگو چه اثری بر زندگی و روابطش دارد؟»
اگر به حوزه روانشناسی علاقه دارید یا میخواهید نگاه دقیقتری به شخصیت و الگوهای رفتاری داشته باشید، صرفاً حفظ کردن نام اختلالات کافی نیست.
در کارگاه «اختلالات شخصیت» با دکتر سعید بهزادیفرد اختلالات شخصیت و الگوهای مرتبط با آنها با نگاه دقیقتر بررسی میشوند تا بتوان تفاوت میان ویژگیهای شخصیتی و الگوهای مسئلهساز را بهتر شناخت.
هدف این آموزش این نیست که بعد از پایان کارگاه بتوانیم برای اطرافیانمان تشخیص صادر کنیم.
هدف مهمتر این است که رفتار انسان را دقیقتر، علمیتر و بدون برچسبزنی عجولانه ببینیم.
اگر یک الگوی فکری، احساسی یا رفتاری مدت زیادی است تکرار میشود و به شکل محسوسی به روابط، شغل یا کیفیت زندگی آسیب میزند، ارزیابی تخصصی میتواند کمککننده باشد.
بهخصوص اگر بارها به خودتان گفتهاید:
«چرا دوباره همین اتفاق افتاد؟»
یا:
«چرا رابطههای من همیشه به همین نقطه میرسند؟»
شاید بهتر باشد فقط آخرین اتفاق را بررسی نکنید.
گاهی چیزی که نیاز به توجه دارد، الگویی است که پشت اتفاقهای مختلف تکرار میشود.
شما به سایت رسمی ثبتنام هدایت میشوید. لطفاً مراحل ثبت نام و پرداخت را در سایت رسمی کارگاه ها تکمیل نمایید.
توجه فرمایید پس از ثبت نام جهت هماهنگی های لازم با شما نیک اندیش گرامی تماس حاصل خواهد شد.