مدرس : دکتر سعید بهزادی فرد
برای اطلاعات بیشتر همین حالا با ما تماس بگیرید☘️
بعضی تصمیمها را میتوان بعداً تغییر داد؛ اما ازدواج تصمیمی است که بهتر است قبل از گرفتن آن، تا جای ممکن آگاهانه بررسی شود.
ممکن است دو نفر یکدیگر را دوست داشته باشند، مدت زیادی با هم در ارتباط باشند و حتی احساس کنند برای ازدواج کاملاً آمادهاند؛ اما هنوز درباره موضوعاتی حرف نزده باشند که بعد از ازدواج به مسائل مهم زندگی مشترک تبدیل میشوند.
نگاه به پول، خانوادهها، فرزندآوری، شغل، سبک زندگی، صمیمیت، مرزهای شخصی، نقش زن و مرد، نحوه حل اختلاف و حتی تعریف هر فرد از «ازدواج» ممکن است متفاوت باشد.
به همین دلیل هدف مشاوره قبل از ازدواج فقط این نیست که کسی به شما بگوید «ازدواج کنید» یا «ازدواج نکنید».
هدف اصلی این است که قبل از تصمیم نهایی، چیزهایی را ببینید که شاید در هیجان و علاقه دوران آشنایی کمتر به آنها توجه کرده باشید.
قبل از ازدواج فقط نباید بپرسیم:
«آیا دوستش دارم؟»
سؤالهای مهم دیگری هم وجود دارند:
آیا سبک زندگی ما به یکدیگر نزدیک است؟
درباره پول و مدیریت مالی چه دیدگاهی داریم؟
ارتباط ما با خانوادهها بعد از ازدواج چگونه خواهد بود؟
درباره فرزند داشتن یا نداشتن توافق داریم؟
هنگام عصبانیت چگونه رفتار میکنیم؟
تعریف ما از وفاداری و تعهد چیست؟
چه انتظاری از نقش همسر داریم؟
مرزهای شخصی ما کجاست؟
اهداف چند سال آیندهمان چقدر با یکدیگر هماهنگ است؟
قرار نیست دو نفر درباره همه چیز شبیه هم باشند؛ اما بهتر است تفاوتهای مهم قبل از ازدواج دیده شوند، نه بعد از آن کشف شوند.
دوران آشنایی فقط زمانی برای عاشق شدن نیست؛ زمانی برای شناختن هم هست.
یکی از اشتباهات این دوران این است که تمام انرژی دو نفر صرف ایجاد لحظات خوب شود و موضوعات جدی به آینده موکول شوند.
در حالی که بهتر است درباره موضوعاتی صحبت شود که احتمالاً در زندگی مشترک اهمیت پیدا میکنند.
از خانواده و مسائل مالی گرفته تا سبک زندگی، مسئولیتها، فرزند، شغل، محل زندگی و انتظارات عاطفی.
هدف دوران آشنایی این نیست که ثابت کنیم رابطه حتماً باید به ازدواج برسد.
هدف این است که بفهمیم:
آیا واقعاً برای ساختن یک زندگی مشترک مناسب یکدیگر هستیم؟
حرفها مهماند؛ اما رفتارها اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار میدهند.
تقریباً همه میتوانند درباره خودشان تصویر خوبی ارائه دهند.
اما بهتر است ببینیم فرد در شرایط مختلف چگونه رفتار میکند.
وقتی عصبانی میشود چه میکند؟
وقتی با او مخالفت میکنید چه واکنشی دارد؟
وقتی اشتباه میکند مسئولیت آن را میپذیرد؟
با خانواده، دوستان یا افرادی که از آنها چیزی نمیخواهد چگونه رفتار میکند؟
آیا بین حرفها و رفتارهایش هماهنگی وجود دارد؟
شناخت واقعی معمولاً در تکرار رفتارها شکل میگیرد، نه فقط در وعدهها.
سؤالهای قبل از ازدواج نباید شبیه بازجویی باشند.
هدف این است که دو نفر درباره موضوعاتی صحبت کنند که قرار است آینده مشترکشان را شکل دهند.
برای مثال:
«درباره بچهدار شدن چه نظری داری؟»
«مدیریت پول در زندگی مشترک رو چطور میبینی؟»
«ارتباطمون با خانوادههامون بعد از ازدواج باید چطور باشه؟»
«وقتی با هم اختلاف داریم دوست داری چطور حلش کنیم؟»
«چه چیزهایی در رابطه برای تو خط قرمزه؟»
«پنج سال دیگه دوست داری زندگیت چه شکلی باشه؟»
اما فقط پاسخ سؤال مهم نیست.
گاهی نحوه گفتوگو درباره یک اختلاف به اندازه خود اختلاف اطلاعات میدهد.
یکی از خطاهای رایج این است که معیارهای ازدواج را به یک فهرست بلندبالا تبدیل کنیم.
ظاهر، تحصیلات، شغل، درآمد، خانواده و موقعیت اجتماعی ممکن است برای افراد مختلف اهمیت داشته باشند؛ اما برای زندگی مشترک باید موضوعات عمیقتری هم بررسی شوند.
ارزشها، شخصیت، مسئولیتپذیری، سبک ارتباطی، شیوه حل تعارض، اهداف آینده، مرزها و انتظارات دو نفر از رابطه اهمیت زیادی دارند.
همچنین بهتر است معیارهای خودمان را به دو دسته تقسیم کنیم:
چیزهایی که واقعاً برای زندگی ما ضروریاند
و
چیزهایی که فقط ترجیح میدهیم وجود داشته باشند.
اگر همه ترجیحات را به «خط قرمز» تبدیل کنیم، انتخاب همسر بسیار پیچیده میشود.
گاهی بله؛ اما نباید با این فرض ازدواج کنیم که بعداً طرف مقابل را تغییر خواهیم داد.
جملههایی مثل:
«بعد از ازدواج درست میشه.»
«وقتی زندگی مشترک شروع بشه تغییر میکنه.»
«من میتونم نظرش رو عوض کنم.»
میتوانند باعث شوند تفاوتهای مهم نادیده گرفته شوند.
سؤال واقعبینانهتر این است:
اگر این ویژگی هیچوقت تغییر نکند، آیا باز هم میتوانم با آن زندگی کنم؟
این سؤال گاهی نگاه ما را به تصمیم ازدواج کاملاً تغییر میدهد.
یکی از موضوعاتی که بهتر است قبل از ازدواج روشن شود، مرزهاست.
مرز با خانوادهها.
مرز در ارتباط با دوستان.
مرزهای شخصی.
حریم خصوصی.
تصمیمهای مالی.
و حتی اینکه چه موضوعاتی قرار است فقط بین زن و شوهر باقی بمانند.
اگر تعریف دو نفر از این مرزها بسیار متفاوت باشد، ممکن است بعداً اختلافهای جدی ایجاد شود.
مثلاً ممکن است یک نفر ارتباط روزانه و بسیار نزدیک با خانواده را طبیعی بداند و دیگری انتظار استقلال بیشتری از زندگی مشترک داشته باشد.
هیچکدام را نمیتوان بدون بررسی «درست» یا «غلط» دانست؛ مهم این است که قبل از ازدواج درباره آن صحبت شود.
علاقه میتواند بعضی چیزها را بزرگتر و بعضی چیزها را کوچکتر نشان دهد.
گاهی ویژگیهای مثبت فرد را پررنگ میبینیم و نشانههایی را که با تصویر ذهنی ما هماهنگ نیستند نادیده میگیریم.
گاهی هم تصور میکنیم:
«با بقیه اینطوریه، ولی با من فرق میکنه.»
یا:
«عشق ما باعث میشه این مشکل حل بشه.»
یکی دیگر از خطاها این است که فقط دنبال نشانههایی بگردیم که انتخاب قبلی ما را تأیید کنند.
اگر از قبل تصمیم گرفتهایم حتماً با فردی ازدواج کنیم، ممکن است هر اطلاعاتی را طوری تفسیر کنیم که به همان نتیجه برسیم.
مشاوره قبل از ازدواج میتواند کمک کند رابطه را کمی بیرون از هیجان تصمیم هم ببینیم.
عشق مهم است؛ اما زندگی مشترک فقط از احساس ساخته نمیشود.
دو نفر ممکن است علاقه زیادی به یکدیگر داشته باشند، اما درباره مسائل اساسی زندگی اختلافهای جدی داشته باشند.
ممکن است عاشق یکدیگر باشند، اما بلد نباشند تعارض را مدیریت کنند.
ممکن است صمیمیت زیادی داشته باشند، اما تعریف متفاوتی از تعهد داشته باشند.
عشق میتواند یکی از پایههای رابطه باشد؛ اما کنار آن به شناخت، تعهد و مهارت رابطه هم نیاز داریم.
یکی از مدلهایی که برای فهم روابط عاطفی مطرح شده، مدل مثلثی عشق رابرت استرنبرگ است.
در این مدل سه مؤلفه اصلی مطرح میشود:
صمیمیت، اشتیاق و تعهد.
ممکن است در یک رابطه کشش و هیجان زیادی وجود داشته باشد، اما هنوز تعهد شکل نگرفته باشد.
در رابطهای دیگر تعهد وجود داشته باشد، اما صمیمیت کم شده باشد.
نگاه کردن به رابطه از این زاویه کمک میکند عشق را فقط به یک احساس واحد محدود نکنیم.
برای ازدواج بهتر است کیفیت رابطه را از چند بُعد بررسی کنیم، نه اینکه فقط شدت احساس امروزمان را معیار قرار دهیم.
هرچه تصمیم جدیتر میشود، موضوعات عملی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
مسائل مالی، محل زندگی، شغل، ادامه تحصیل، فرزندآوری، ارتباط با خانوادهها، مسئولیتهای زندگی مشترک و انتظارات دو نفر بهتر است قبل از عقد تا حد ممکن روشن شوند.
بعضی زوجها تصور میکنند صحبت درباره پول یا مسئولیتها فضای عاشقانه رابطه را خراب میکند.
اما بسیاری از اختلافهای بعدی دقیقاً از موضوعاتی شکل میگیرند که دو نفر قبل از ازدواج درباره آنها شفاف صحبت نکردهاند.
شفافیت قبل از ازدواج، بدبینی نیست؛ بخشی از تصمیمگیری مسئولانه است.
بهتر است زمانی مراجعه شود که هنوز امکان بررسی و تصمیمگیری واقعی وجود دارد.
اگر همه چیز قطعی شده، مراسم برنامهریزی شده و دو خانواده تصمیم را نهایی کردهاند، ممکن است دو نفر از نظر روانی آمادگی کمتری برای بررسی دوباره تصمیم داشته باشند.
مشاوره زمانی ارزش بیشتری دارد که زوج بتوانند بدون فشار زیاد به این سؤال فکر کنند:
آیا این ازدواج انتخاب مناسبی برای ماست؟
بنابراین بهتر است مشاوره فقط تبدیل به آخرین مرحله تشریفاتی قبل از عقد نشود.
فرایند دقیق بسته به متخصص و شرایط زوج متفاوت است.
معمولاً موضوعاتی مانند ویژگیهای شخصیتی، سبک ارتباط، انتظارات از ازدواج، خانوادهها، ارزشها، اهداف آینده، نحوه مدیریت اختلاف و نقاط تفاوت بررسی میشوند.
گاهی نیز از آزمونهای روانشناختی در کنار مصاحبه استفاده میشود.
اما هیچ تستی بهتنهایی نمیتواند درباره آینده یک ازدواج حکم قطعی بدهد.
نتایج باید در کنار گفتوگو و ارزیابی تخصصی تفسیر شوند.
اگر به دنبال مشاوره قبل از ازدواج در تهران هستید، فقط نزدیک بودن مرکز یا تعداد تستهایی که انجام میدهد نباید معیار انتخاب باشد.
مهم است متخصص بتواند بدون قضاوت، فضای مناسبی برای گفتوگوی هر دو نفر ایجاد کند و تفاوتها و نقاط مهم رابطه را دقیق بررسی کند.
مشاوره خوب قرار نیست تصمیم را به جای شما بگیرد.
قرار است کمک کند اطلاعات بیشتری برای تصمیم خودتان داشته باشید.
این یکی از تصورات رایج درباره مشاوره پیش از ازدواج است.
بعضی افراد انتظار دارند در پایان جلسات یک پاسخ قطعی دریافت کنند:
«شما برای هم مناسب هستید.»
یا:
«ازدواج نکنید.»
اما تصمیم ازدواج متعلق به خود دو نفر است.
متخصص میتواند تفاوتها، نقاط قوت، ریسکها و موضوعاتی را که نیاز به توجه بیشتری دارند روشنتر کند.
در نهایت هدف این است که تصمیم شما از حالت:
«فکر کنم همه چیز خوبه.»
به سمت:
«میدانم با چه کسی و با چه تفاوتها و واقعیتهایی وارد زندگی مشترک میشوم.»
حرکت کند.
مشاوره میتواند به ارزیابی رابطه کمک کند، اما شناخت قبل از ازدواج فقط به چند جلسه محدود نمیشود.
بعضی مهارتها را باید یاد گرفت.
چگونه طرف مقابل را بهتر بشناسیم؟
چطور معیارهای واقعی خودمان را مشخص کنیم؟
در دوران آشنایی به چه نشانههایی توجه کنیم؟
چگونه بین علاقه و مناسب بودن برای ازدواج تفاوت قائل شویم؟
چطور درباره مرزها و موضوعات حساس صحبت کنیم؟
و چگونه بدون گرفتار شدن در خطاهای رایج، تصمیم بگیریم؟
به همین دلیل آموزش قبل از ازدواج میتواند مکمل مهمی برای فرایند شناخت باشد.
اگر در دوران آشنایی هستید، به ازدواج فکر میکنید یا میخواهید قبل از ورود به یک رابطه جدی شناخت دقیقتری از انتخاب همسر داشته باشید، صرفاً دانستن چند سؤال آماده کافی نیست.
در کارگاه «پیش از ازدواج» با دکتر سعید بهزادیفرد موضوعاتی مانند تعریف ازدواج، نقشها، دوران آشنایی، معیارهای انتخاب، تصمیمگیری، شناخت مرزها، خطاهای رایج، مسائل مهم قبل از عقد، مثلث عشق و هاله رشد بررسی میشوند.
هدف این کارگاه این نیست که به شما بگوید با چه کسی ازدواج کنید.
هدف این است که وقتی قرار است یکی از مهمترین تصمیمهای زندگیتان را بگیرید، چیزهای بیشتری برای دیدن، پرسیدن و بررسی کردن داشته باشید.
هیچ روش، تست یا مشاورهای نمیتواند آینده یک رابطه را با قطعیت پیشبینی کند.
قرار نیست قبل از ازدواج به نقطهای برسیم که هیچ سؤال یا نگرانیای نداشته باشیم.
اما میتوانیم کاری کنیم که تصمیممان فقط بر اساس هیجان، ترس از تنهایی، فشار خانواده یا امید به تغییر دادن طرف مقابل نباشد.
قبل از ازدواج از خودتان بپرسید:
آیا من عاشق تصویری هستم که از این فرد ساختهام، یا واقعاً خود او را میشناسم؟
آیا تفاوتهای مهممان را دیدهام یا امیدوارم بعداً از بین بروند؟
آیا درباره موضوعات سخت صحبت کردهایم یا فقط روزهای خوبمان را میشناسیم؟
و شاید مهمتر از همه:
اگر این فرد دقیقاً همین کسی بماند که امروز هست، آیا باز هم انتخابش میکنم؟
هدف شناخت قبل از ازدواج پیدا کردن یک انسان بینقص نیست؛ هدف این است که با چشم بازتری انتخاب کنیم.
شما به سایت رسمی ثبتنام هدایت میشوید. لطفاً مراحل ثبت نام و پرداخت را در سایت رسمی کارگاه ها تکمیل نمایید.
توجه فرمایید پس از ثبت نام جهت هماهنگی های لازم با شما نیک اندیش گرامی تماس حاصل خواهد شد.